
کسی داشت بی صدا فریاد میزد برای همه ی این فریاد های فروخورده شنیده نشده سرطان غم وجودش را فراگرفت گریه هایش را هر کسی ندید جوری لب به سخن می گشود گویی تمام کاءنات گواه او اند محکم بود و هست محکم قدم بر میدارد مهم تر از همه بر راهی که انتخاب می کند استوار است حتی اگر تمام دنیا سر ستیز با اوداشته باشد می جنگد ، جنگجو پا بر هستی نهاده تا ریشه کن کند هر بیهوده ای که بر خیابان زندگی او رهگذر است با همه مهربان است مگر با خودش ...
ادامه مطلب